سلام

در پی انتشار پستی از طرف مانای عزیز در وبلاگ تا کلگری در مورد مقایسه بین وضعیت های مختلف ایران و کانادا و در پی اون نظرات مختلف دوستانی که اونور زندگی میکنند تصمیم گرفتم دیدگاه خودم رو از وضعیت موجود بنویسم و ببینم واقعا چقدر از شنیده هام در مورد کانادا درست بوده.اول از همه تاکید میکنم این پست ارزشمند مانای عزیز رو بخونید چون به جرات میگم بهترین پست در مورد واقعیات کانادا از دیدگاه "هر شخصی" پیش روی شماست و یک تشکر ویژه هم از مانای مهربان به خاطر شروع این مبحث داغ و خوندنی دارم

*قبل از شروع نظر خودم اول در مورد این پرچم های بالایی عرض کنم که انتخاب اول و آخر من پرچم زیبای وطنم ایرانه و هیچ پرچمی رو حتی قابل مقایسه با پرچم کشور عزیزم ایران نمیدونم*

خدمات درمانی :

خب وضعیت من کلا از این نظر جداست،قبلا هم گفته بودم من 6 سالی هست به دکتر مراجعه نکردم و از هیچ گونه خدمات دولتی هم بهره نبردم چون لازم نبوده یا درواقع بهتر بگم در منزل پزشکی دلسوزتر از تمام پزشکان پیشم بوده اونم مادرمه در کل در این مبحث نظری ندارم چون اینجا داروهای گیاهی و مواد طبیعی رو صدها برابر بهتر از داروهای شیمیایی میدونم و به واسطه همین ها تا الان مشکل حادی نداشتم که میزان خدمات درمانی کشور رو بسنجم.

بازار کار :

ایران :دیگه فکر میکنم هر شخص با کمی پرس و جو و بازتر دیدن جامعه میفهمه کافی شما توانایی کار رو داشته باشی تا کاری با حقوق خوب نسبت به ارزش ارز اون کشور بهت بدن،البته چه بخور بخوری اینجا ماشالا اداری ها خوب هوای هم رو دارند و حسابی از این فرصت سود میبرند و خیلی راحت تو اینجا میتونین کم کار کنین ولی حقوقتون تمام و کمال سر جاش هست،نمونش چند تا از معلم های سال های قبل من که درس نمیدادن میومدن مدرسه خوش گذرونی!البته افرادی هم با جون و دل درس میدادن درسته حقوق ها معمولا یکی و خوب و بد ازش بهره میبرن ولی بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه،پس یک تیک برای ایران(+)

کانادا :یعنی من نمیدونم چرا کسی به من زودتر نگفته بود ما فامیل دور در کانادا داریم؟؟؟من الان باید بفهمم!در تحقیق و صحبت هایی که بعمل اومده بود بازار کار کانادا رو بد توصیف کردن(مگه میشه کسی از بحران اقتصادی غرب خبر نداشته باشه)پول در آوردن اونجا به معنای واقعی زحمت میخواد و برای دلار به دلار باید جون کند کما اینکه ورشکستگی یا حتی یک ضربه اقتصادی باعث میشه شما نیومده کارتون رو از دست بدید،اونطور که من از وضعیت دوستان و آشنایان فهمیدم کار رو به سختی به دست میاری و به آسانی از دست میدی باید سفت و سخت کارت رو بچسبی و از اون مهم تر واقعا بلد باشی نه اینکه به مدرک اتکا کنی!پس یک ضربدر برای کانادا(-)

آب و هوا :

ایران :از اونجایی که کشور ما در منطقه گرمسیری وجود داره و مردم ما بیشتر آفتاب دیده هستن تا سرما دیده خب طبعا با آب و هوای گرم یجورایی خو گرفتن و کمتر تحمل سرمای زیاد رو دارن،ولی شخصا دیدم که تا یک برف میاد چقدر ذوق میکنن کما اینکه من خودم آدم سرمایی هستم و سرما و برف رو به گرما ترجیح میدم طوری که همیشه موقع خواب در فصل پاییز و زمستان اعضای خانواده جای گرم تر رو انتخاب میکنن ولی من همیشه دنبال جای سرد هستم!از این نظر کلا مشکلی نیست و آب و هوای اینجا بنظرم خوبه و مردم هم تا اینجا نشنیدم از هوای اینجا بد بگن،پس یک تیک برای ایران(+)

کانادا :سرما شدید در زمستان!چیزی که تا اسم کانادا میاد میشنوم و دقیقا مناسب حال منه شاید کانادا رو همگی با تصوری از زمستان برفی و سرد تجسم کنید(هر چند پارسال انگار تو تورنتو خیلی برف نیومد)ولی انگار همه از هوای گرم و شرجی تابستان این کشور خبر ندارن البته فرقی هم برای ما ایرانی ها نداره چون بالا ما گرما دیده ایم و باهاش کاملا آشناییم و اتفاقا همین امسال هوای 42 درجه رو هم تجربه کردیم به شخصه گرمای کانادا که برام مشکلی نداره و همچنین از زمستان و هوای سرد هم بسیار استقبال میکنم و فکر میکنم دیگر ایرانیها هم مشکلی نداشته باشن،پس یک تیک برای کانادا(+)

هزینه های زندگی :

ایران :این مورد کاملا بستگی به موقعیت شخص مورد نظر در جامعه داره،مثل این میمونه که ما بخوایم میزان درآمد یک مهندس نفت رو با میزان در آمد یک میوه فروش زحمتکش مقایسه کنیم خب معلومه نمیخونه ولی از اونجایی که بیشتر ایرانی هایی که دارن میرن از قشر توانمند جامعه هستند من مبنا رو یک شخص با تحصیلات و کار خوب در نظر میگیرم،از این نظر در ایران این شخص مشکلی از نظر درآمد زندگی نداره و میتونه یک زندگی خوب و ایده آل رو داشته باشه و با کمی صرفه جویی پس اندازی هم برای آینده داشته باشه،پس یک تیک برای ایران(+)

کانادا :اینجا یک مشکل برای تازه واردین بوجود میاد اون هم اوایل زندگی در کاناداست خب اگه بتونین که همون اول کار پیدا کنید که هیچ ولی در بیشتر مواقع زمان میبره آشنا شدن با محیط اطراف و نوع سیستم کاری اونجا پس اجبارا روی میاریم به پولی که با خودمون آوردیم و چون ارزش ریال با دلار خیلی متفاوته اینجا کمی مشکل پیش میاد و باید این سختی رو تحمل کنیم و ریال رو با دلار رو مقایسه نکنیم که فقط باعث نگرانی خودمون میشه ولی ما اینجا مبنا رو یک کار خوب متناسب با حرفه شخص میزاریم که به این صورت برای مثال دوست من که در ونکوور مستقر و کاری متناسب حرفه اش داره و  یک زندگی خوب رو داره به شرطی که کار رو از دست نده یک وقت که کار پیدا کردن اونجا بسی سخته،پس یک تیک هم برای کانادا(+)

آزادی :

ایران :خب این دیگه یک چیز کاملا شخصی و اعتقادی و هر شخص بسته به افکار و خواسته هاش آزادی رو یک جور معنی میکنه و چیزی نیست که برای من یا شما یکسان باشه من الان در این کشور از دیدگاه خودم آزادم هر جا بخوام میرم،هر چی بخوام میپوشم و هر جا که بخوام حرفم رو میزنم و از هیچ کسی هم عبایی ندارم چون این زندگی خودمه و بد و خوب رو هم از هم تشخیص میدم و در تمام تصمیم گیری هام تا به امروز آزاد بودم شاید اینجا آزادی بیشتر مورد نظر خانمها باشه که اون دیگه به شخص خودشون ربط داره و من که پسرم نمیتونم در مورد خانمها و دیگران اظهار نظر کنم، چون گفتم آزادی در نظر هر شخص فرق داره و اینجا نظر خودم مد نظر بود،پس یک تیک برای ایران(+)

کانادا :بحث کانادا در آزادی به کل فرق داره چون اینجا دیگه همه آزادن هر کاری البته در چارچوب قوانین اون کشور انجام بدن ولی بگذارید اینطوری براتون بگم،برای مثال در ایران یک پسری کافیه از یه دختر شماره بگیره بیچاره ذوق مرگ میشه!چون طبق قوانین کشوری و اعتقادی یکسری محدودیت هایی برای دختران و زنان آینده و پسران و مردان آینده وجود داره خود به خود افراد به اون جو عادت میکنن حالا شما بیاین یکدفعه اینا رو به کشوری منطقل کنید که قید و بندی وجود نداره و هیچ آموزشی هم به این بیچاره ندادین نه تنها این فرد نسبت به زندگی قبلش احساس آرامش نمیکنه بلکه هر آن امکان داره عنان از کف بده و....خودتون بقیش رو مجسم کنید،اصلا بزارید رک حرفم رو بزنم اون زن و مردی که به همچین جایی قدم میگذارند از کشوری مثل ایران باید با تمام وجود زندگیشون رو بچسبن چون قرار گرفتن بین کشوری مثل کانادا برای کسی که قبلا در محیطی با محدودیت و قوانین متفاوت زندگی کرده فوق العاده برای کانون خانواده تحدید و اگه شخص با خودش رو راست نباشه خانواده به کنار شخصیت خودش رو هم از دست میده!اونم برای پسران و مردانی که من دارم هر روز میبینم فقط یک تحریک کافیه!ولی از اونجایی که تقریبا بیشتر کسایی که از ایران میرن خانواده براشون مهمتره تا لذت های زودگذر بشر من مشکلی نمیبینم ولی بازم مواظب باشین مخصوصا مواظب بچه ها،پس یک تیک برای کانادا(+)

آموزش :

ایران :در مبحث آموزش که ایران سنگ تموم گذاشته صفر هم نمیدم!تو این مبحث دیگه خودم استاد سیر تا پیازشم و فقط اینو میگم سطح درسی اینجا در مدارس واقعا پایین به طوری که پسر شما یک سال درس میخونه که به معلوماتش اضافه بشه سال بعد ازش بپرسی کوچولو چی از پارسال بلدی؟جوابی میگیری بسیار ارزشمند!اگه وضع آموزش پرورش اینجا خوب بود بچه های دبستان بال بال نمیزدن واسه زنگ آخر فقط و فقط اون چیزی که دبستانی ها رو به سمت مدرسه میکشونه دوستان و زنگ ورزش!راهنمایی میرسی بچه ها از فرط خستگی از مدرسه فرار میکنن،دبیرستان هم که محل شنیدن انواع و اقسام فحش های زیبا و فیلم های بسیار زیباتر توسط گوشی و حرکات فوق العاده زیباتر و شنیدن داستان جذاب تیکه پرانی به دخترهاست(البته ناگفته نمونه من منظورم مدارس پسرانه هست)،پس یک ضربدر برای ایران(-)

کانادا :در اینجا من نمیتونم نظر بدم چون فقط یک دوست کانادایی که در مقطع دبیرستان باشه دارم و اون هم مدارج پایین تر رو طی نکرده که از وضعیت با خبر باشه ولی تا همین حد اطلاع دارم که مصرف مواد بین دبیرستانی های آنجا عجیب نیست و مهمتر وضعیت رفتارهای S هست که گویا خطر جدی برای دختران آنجاست با این حال کمی صبر کنید تا از دوستم بیشتر بپرسم و جواب بیشتری بدهم(؟)

امنیت :

ایران :حداقل تهران از نظر من شهر ناامنی در همین محله خودمان در عرض چند روز چند بار دزدی شده،یک بار که کیف مادر من رو در اتوبوس طوری با تیغ زدن که خودش هم هاج و واج مونده بود از نظر پلیس خط ویژه یا سر چهارراه هم که صفر و اتفاقا سر همین موضوع یک بار سر چهارراه بهم موتور زد اونم تو خط ویژه!در کل تهران شهر نا امنی و کجاست که امن باشه تا وقتی بشر روی زمینه،پس ایران یک ضربدر(-)

کانادا :دیگه مبحثی باقی نمیمونه کافی فقط شما برین وبلاگ رضا و سان شاین رو بخونین و حتما حرفهای پلیس کانادا رو در ارتباط با حرفهای را بخونین تا بفهمین کانادا تافته جدا بافته نیست و مثل همه جا بد و خوب رو در خودش جا میده،بهتره بگم هر موقع اختلافات طبقاتی،اجتماعی وووو از بین رفت و همه به معنی کلمه لذت زندگی مساوی رو تجربه کردن اونوقت امنیت واقعی رو به چشم میبینید،پس یک ضربدر برای کانادا(-)

ارتباط با وابستگان :

ایران :خب معلومه شما در کنار پدر مادر خواهر برادر و دیگر اقوام هستید و همین باعث میشه از نظر رابطه عاطفی با اعضای خانواده مشکلی نباشه و در مواقع سخت همیشه کسی هست در کنارتون و از همه مهم تر شما در وطن خودتونید نه در غربت،پس یک تیک برای ایران(+)

کانادا :واضحه هیچ کدوم از اقوام پیش شما نیستند مگر اونهایی که مثل شما اومدن کانادا ولی خودتون رو بگذارید جای اونا تو وضعی که باید برای زندگی خود تلاش کنید چطور میتونید به دیگران برسید؟ولی خب از یک نظر برای افرادی خوبه که از بستنگانش بیشتر اذیت شده یا ضربه خورده که در این صورت برای اون بهتره ولی اکثریت قبول کنید به خانواده وابسته ایم،پس یک ضربدر برای کانادا(+)

تفریحات و سرگرمی :

ایران :یک سفر رفتن در ایران حتی به یک کشور نزدیک با توجه به خرج بالاش (بالای 1 میلیون) برای هر کسی سخته و مشکل،به نظر من انسان به آرامش روحی بیشتر از نیازهای جسمی نیاز داره ولی متاسفانه همین تعطیلات و کمی دلسپردن خود به لذت واقعی زندگی خرجش بالاست،تو شهر خودتم بخوای بری مردم زدن داغون کردن محیط رو که آدم رغبت نمیکنه بره مثلا همین دربند خودمون پیشنهاد میکنم حتما برین ببین مردم چقدر آشغال میریزن و خراب میکنن همه جا رو!پس یک ضربدر برای ایران(-)

کانادا :دوست خودم رو مثال میزنم ایشون انقدر تو این مدتی که اونور رفته،تونسته به جاهای مختلف سفر کنه و برام تعریف کنه که تعداد سفرهای دور و نزدیکش از دستم در رفته دلیلش رو هم قیمت پایین سفر در اونجا گفته و با توجه به بقیه دوستان وبلاگی مثل لاله خانم و دیگران میشه گفت کانادا تو این مود واقعا خوب عمل میکنه،پس یک تیک برای کانادا(+)


خب دوستان عزیز این دیدگاه و نتیجه پرس و جوهای من بود،تصمیم نهایی با خودتونه که برین یا بمونین ...... دست من هم شکست از بس نوشتم! 

تا پست بعدی در پناه او

پ.ن:متن ویرایش شد

پ.ن2:البته منظور من "میوه فروش چرخی" بود نه مغازه دارها

پ.ن3:خوب شد مانا جان گفت وگرنه یادم میرفت،در مورد آموزش باید بگم یکی از دلایلی که برخی معلمها کم کاری میکنند این که بچه ها هم معلم رو دیوانه میکنند و معلم هم حق داره،من که حتی فکر معلمی اونم تو مدارس پسرانه به سرم نمیزنه.خدا صبری به معلم ها بده